محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
286
اكسير اعظم ( فارسى )
زمانى عود كند و اين نوع در يك روز زائل شود چون فصد كنند و شرط زنند . دوم همين نوع است الا آنكه متصل غير متفرق بود و اين نوع محتاج به فصد شرط و طلا بسركهء كهنه و گل ارمنى است و گاهى احتياج به ادويهء قويه مثل شياف ماميثا و آب عصى الراعى و مانند شود . سوم آن است كه در جلد عميق باشد و رنگ او بسياهى اندك مائل بود و اين نوع محتاج به شرط عميق است و اين نوعى است كه جالينوس بر طبيبى كه رأى به شرط خفيف داده بود تشنيع كرده و امر به شرط عميق و فصد هر دو دست نمود و جالينوس در اين علت و امثال آن از حميات دموى امر به اخراج خون به حدى نموده كه بر مريض غشى افتد و در ابتداى مرض تبريد موضع عناب و سائر مزورات مسكنهء خون باشد و نوعى كه در گوشت عميق بود آن را حمرهء فلغمونى گويند پس اگر موضع سياه شود طريق معالجهء او اين است كه سياهى به آهن برگيرند تا به موضع صحيح متعدى نگردد و بعد اخذ لحم علاج به مرهم خل نمايند . و هم او گويد كه علاج حمره فصد و اخراج خون بسيار و پرهيز مريض و لزوم او ماء الشعير و مزورات و آب جرادهء كدو و مانند آن . و اگر زائل نشود بر موضع شرط غير عميق زنند كه آن از شرط به سرعت زائل شود . [ بعضى شراح قانون ] بعضى شراح قانون نوشتهاند كه سزاوار آن است كه در اول ظهور اين حمره فصد رگ دست نمايند سيما رگ قيفال . و اگر اين رگ ظاهر نبود هرآنچه ظاهر باشد بگشايند . و اگر از فصد مانعى باشد بايد كه دواى منقى استعمال كنند و اسهال مريض به مسهل صفرا نمايند و مىبايد كه اين علاج در جميع اقسام حمره كه در سائر اعضاى بدن بود استعمال كنند و يا حقنههاى قويه به عمل آرند و لطوخ مواضع به ادويهء كه براى حمره مذكور گردد بايد كرد و دفع ماده كه به سوى مواضع بريزد به ادويهء مبرده نمايند و آنچه جمع شود تحليل آن به اشياى مسخنهء مرطبه كنند قبل از آنكه عضو تيره رنگ يا سياه گردد و بايد كه مدام ادويهء ملطوخه بر آن رطب باشد و لطوخ در هر اندك مدت كرده شود اول فاول به اسفنج لين رطب مسح كنند و انواع حمره در ابتدا محتاج به اشيائى مىباشد ك جامع رطوبات مع تبريد به غير قبض باشند مثل حى العالم و خرفه و بزرقطونا عدس الماء و كاسنى و كدو و عنب الثعلب و كاهو و شياف ماميثا و برگ عوسج طلا براى حمره و جميع اورام حارهء ملتهبه در جميع اعضا بگيرند صندل سرخ و سفيد و فوفل و شياف ماميثا و گل ارمنى مساوى و به آب گشنيز طلا نمايند . و ايضاً براى ايشان مرهمى كه از موم و روغنها به آب سازند و با وى اندكى افيون يا شوكران يا يبروج آميخته باشند نيكو است و ادويهء مركبه و مرهم مركب از موم مصفى و روغن گل بايد كه روغن چهار چند موم باشند و روغن گل مرتب از زيت انفاق بىنمك بايد و موم و روغن در صلابه حل كنند و بر آن آب سرد اندك اندك به قدرى كه قيروطى آن را تشرب نمايد بريزند . و اگر با آن اندكى سركهء سفيد صاف مخلوط سازند دوا بهتر گردد . و ايضاً سفيداب و گل قيموليا مع عنب الثعلب و يا مرداسنگ به روغن گل و يا قلقطار به روغن و ميفختج و سفيداب به سركه و حضض و اقاقيا به سركه تا آنكه حرارت ساكن و كم گردد پس مىبايد كه ادويهء بسيطه مثل كبريت زرد به سركه و روغن گل و يا سداب به سركه و روغن گل و يا سداب به سفيداب و سركه و زيت و يا مرداسنگ به آب گندنا و چقندر استعمال كنند و ادويهء مركبه مثل اين قرص به عمل آرند بگيرند مرداسنگ و سفيداب و زعفران و گوگرد و بمفختج . و ايضاً ضماد به خيوط كرم و به اطراف عليق و به بارتنگ نمايند بعد از آن عدس افزايند . و اگر آب بارتنگ يا آب عنب الثعلب به شراب بسايند و بدان قروح را لطوخ سازند منفعت عظيم نمايد و همچنين اگر تخم كرفس بريان كرده به شراب و زيت پخته بسايند و بر قروح نهند و يا گل قيموليا به آب عنب الثعلب سوده لطوخ موضع بدان نمايند و يا بگيرند مرداسنگ چهار اوقيه و در آب گندنا و آب چقندر هر واحد يك رطل بسايند و موضع را بدان لطوخ سازند . و هرگاه اين قروح مزمن گردد و در حمرهء دبابه يعنى ساعيه كه با آبلهها باشد چرك رصاص به شراب عفص سوده بر موضع لطوخ نمايند . و چون اكاله بايستد قيروطى معمول به چرك رصاص استعمال كنند و عدس به عسل پخته بر موضع ضماد كنند و اما در حمرهء دبابه كه زير جلد باشد بگيرند خبث رصاص و به آب سداب سوده استعمال نمايند و يا مرهم پشم كهنه كه در قول شيخ گذشت به عمل آرند . ديگر در حمره كه سعى و تاكل به سرعت نمايد بگيرند پوست انار شيرين شبش درم مرداسنگ شش درم پشم غير مغسول سوخته شش درم قلب چوب صنوبر سوخته سه درم موم دوازده درم سفيداب هشت درم كندر دوازده درم شب يك درم و به شراب و روغن مورد آميخته استعمال كنند حمرهء اطفال و آن به سرخ باده معروف است بايد كه اول تنقيهء مرضعه و تعديل خلط نمايند و هليلهء سياه و چرائته و شاهتره و سرپهوكه و عناب و برگ حنا و گل مندى و گشنيز خشك با گلو